محمد رضا حكيمي - محمد حكيمي - علي حكيمي ( مترجم : آرام )
402
الحياة ( فارسي )
( 2 ) - ستمگرى . ستمگرى نيز از نادانى سرچشمه مىگيرد . و نادان جز به صورت افراطگر يا تفريطگر ديده نمىشود . علم و عدل آدمى و جامعه را به راه راست هدايت مىكند ، و جهل و ظلم او را به مهلكه مىكشاند . و درمان دو فاجعهء زيانبخش « افراط » و « تفريط » جز از طريق بازگشت به حدّ قوامى ميانه ميسّر نخواهد شد ، كه قرآن كريم چارچوب آن را تعيين كرده است . و آن عبارت است از عمل كردن به مقتضاى علم و عدالت ، كه اين هر دو فقر را طرد مىكنند . اين واضح است كه عدل با افراط و تفريط جمع نمىشود ، به همان گونه كه با حضور عدل در جامعه ، افراط و تفريط وجود پيدا نمىكند ، زيرا كه عدل عبارت است از قرار دادن هر چيز در جاى خود ، و قوام و دوام انسانها و زندگى مردم بسته به آن است « 1 » ، و ( 1 ) « خداوند به دادگرى و نيكوكارى فرمان مىدهد » * ( إِنَّ الله يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَالإِحْسانِ ) * « 2 » . فقر ظلم است - ظلم بعضى از مردم بر بعضى ديگر - كه احاديث و بلكه آيات قرآنى نيز به آن اشاره كرده است : * ( فَما كانَ الله لِيَظْلِمَهُمْ وَلكِنْ كانُوا أَنْفُسَهُمْ يَظْلِمُونَ ) * « 3 » - ( 2 ) خدا به آنان ستم نمىكند ، بلكه خود بر خويشتن ( برخى بر برخى ديگر ) ستم روا مىدارند » . و تا زمانى كه ظلم اقتصادى ريشه كن نشود ؛ و پايگاه عدالت اجتماعى ثبات پيدا نكند ، اميد آن نمىرود كه افراط ( تكاثر ) و تفريط ( فقر ) اقتصادى از ميان برود . و توازن اجتماعى استقرار يابد ، و هدفهاى اجتماعى پيامبران - يعنى زندگى در پرتو قسط و عدل - راهى براى تحقّق يافتن بيابد . مسألهء پنجم - فقر و انزواهاى حاصل از آن : از فقر چند گونه انزوا پديد مىآيد : ( 1 ) - انزواى فكرى و فرهنگى : گفتيم كه فقر نيازمندى انسان است و
--> « 1 » - فصل 46 و فصل 47 ، از باب 12 ( جلد ششم ) « 2 » « سورهء نحل » ( 16 ) : 90 . « 3 » « سورهء توبه » : 70 .